دفاتر معتبر نقل و انتقال رسمی فیش حج 👇

خریدار و فروشنده واقعی فیش حج در کل ایران  

دفتر خرید و فروش فیش حج عمره و تمتع(واجب) قیمت عالی  

خرید و فروش فیش حج عمره و تمتع در دفاتر معتبر حج تحت نظارت سازمان حج و زیارت  

دفتر حج عمره و تمتع  

خرید و فروش و مشاوره در امور فیش حج تکی و عمده فوری  

خريد فوری فیش حج و فروشنده منصف فیش حج  

خرید و فروش فیش حج واجب و عمره کارگزاری حج به وسعت سرتاسر ایران  

خرید و فروش معتبر فیش حج در سراسر کشور  

مرکز خرید و فروش فیش حج  

خرید و واگذاری فیش حج عمره و تمتع  

خدمات خرید و فروش فیش حج - (تهران) / با مجوز رسمی و انتقال قانونی  

اخبار حج و فیش حج

  فضيلت كعبه ، حجرالأسود ، مقام ابراهيم

از عمده كتابهايى است كه در قرن سوم ، در ارتباط با حج و كعبه و ديگر متعلّقات آن نوشته شده و نويسنده آن ابوالوليد محمد بن عبدالله بن احمد ازرقى ، (متوفاى حدود نيمه قرن سوم، 250 هـ . ق .) است و دكتر محمود مهدوى دامغانى آن را به فارسى ترجمه كرده است.
بيشترين روايات كه در اين كتاب آمده ، درباره فضيلت كعبه ، حجرالأسود ، مقام ابراهيم و حجر اسماعيل(عليهما السلام) و اين قبيل مسائل تاريخى و اماكن متبرّكه است. اين كتاب در ارتباط با كيفيّت و فلسفه حج مطلب قابل توجهى ندارد، جزاينكه به برخى از اعمال تنها از نظر ظاهر و اينكه; مثلا پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) انجام داده و ديگران به تبعيّت از آن حضرت انجام داده اند ، اشاراتى كرده است.
به منظور آشنايى بيشتر با محتويات اين كتاب بعضى نكات آن را به اختصارمى آوريم:
ازرقى خانه كعبه راپانزدهمين خانه مقدس دانسته و نوشته است: از قول پيامبر(صلى الله عليه وآله)نقل شده كه فرمود : اين خانه كعبه پانزدهمين خانه است، هفت كعبه درآسمانها تا عرش و هفت كعبه هم در طبقات زير زمين، كه برابر عرش قرار گرفته و هر يك از اين كعبه ها حرمى دارند ، و نيز زائرانى كه به زيارت آنها مى روند.
مؤلف گفته است: پيش از آفرينش زمين و آسمانها ، كعبه همچون حباب و خاشاكى بر روى آب بود و زمين از زير آن گسترش يافت. اين مطلب را به عبارتهاى ديگر نيز نقل كرده است. و نيز گويد: در آيه 110 سوره آل عمران ، منظور از واژه «بكّه» مسجد است كه موجب هدايت جهانيان مى باشد و خداوند موضع مكّه را بيت خود ناميده است.
پيش از آنكه كعبه در روى زمين ساخته شود ـ هر چند خانه هاى ديگرى پيش از آن ساخته شده بود ـ به فرمان پروردگار هر روز هفتاد هزار فرشته بر گرد بيت المعمور طواف مى كردند و ديگر هرگز به آنجا باز نمى آمدند (نوبت به آنها نمى رسيد) . پس ازآن، خداوند به فرشتگان فرمود كه براى من همانند اين خانه خانه اى در روى زمين بسازيد و به خلق خود در زمين فرمان داد بر گرد آن طواف كنند; همانگونه كه فرشتگان پيرامون بيت المعمور طواف مى كنند . فرشتگان نيز به زيارت و طواف كعبه مى آيند.
خداوند آدم(عليه السلام) را از بهشت به زمين فرستاد و او با راهنمايى جبرئيل كعبه را ساخت. ازابن عباس نقل شده است : «نخستين كسى كه اساس خانه كعبه را نهاد و در آن نمازگزارد و برگِرد آن طواف كرد آدم(عليه السلام) بود.
هم او گفته است: خداوند كه دلتنگى وگريه هاى آدم(عليه السلام) را مشاهده مى كرد با فرستادن خيمه اى از بهشت او را تسكين و دلدارى داد، آدم آن خيمه را در محلّ كنونى كعبه قرار داد و اين پيش از آن بود كه كعبه ساخته شده باشد، خيمه از ياقوتهاى سرخ بهشت بود كه در آن سر  شمعدان زرّين از زرهاى بهشت قرار داشت و پرتوى از پرتوهاى بهشت در آن فروزان بود. حجرالأسود را هم با همان خيمه فرو فرستاد و آن ياقوتى سفيد بود از بهشت و آدم(عليه السلام) بر آن مى نشست و چون آدم در مكّه ساكن شد فرشتگان از آن خيمه پاسدارى مى كردند و ديگر ساكنان زمين را كه جن و شيطانها بودند ، از نزديك شدن به آن منع مى كردند.خيمه آدم پابرجا و استوار بود تا زمانى كه مرگ او فرا رسيد، آنگاه خيمه به آسمان برده شد. فرزندان آدم در جاى آن خيمه، خانه كعبه را از گِل و سنگ ساختند و هميشه آبادان بود. توفان نوح آن را ويران كرد ولى آثار آن برجا بود تا اينكه خداوند ابراهيم(عليه السلام) را مأمور بناى كعبه كرد و با فرستادن و ثابت نگهداشتن ابرى بر روى محلّ بناى كعبه ، محدوده آن را به حضرت ابراهيم(عليه السلام) نمود، ابراهيم(عليه السلام) ديوارها را به اندازه قامت مردى بالا  برد.ازرقى روايت ديگرى نيز در اين خصوص نقل كرده كه از جهتى با روايات ديگر متناقض است; زيرا دراين روايت گفته شده كه خيمه بهشتى تا توفان نوح پابرجا بوده و در آن زمان به آسمان برده شده است و فقط پايه هاى آن برجا مانده. ازطرفى مى نويسد : كعبه دوهزار سال قبل از آدم(عليه السلام) وجود داشته است. ازرقى اين سخنان را از زبان فرشتگان نقل كرده است
به هر حال وقتى آدم(عليه السلام) كعبه را ساخت ، به عنوان مزد زحمت خود از خداوند خواست فرزندان او راكه به حج مى آيند وبه گناهان خود اعتراف مى كنند وبه درگاه خداتوبه مى كنند، مورد عفو و رحمت خود قرار دهد. خداوند فرمود: اى آدم، تو را بخشيدم و از ذرّيه تو هركس ازايشان كه به اين خانه آيد و به گناه خويش اعتراف كند و از تكرار گناه خوددارى نمايد مى آمرزم.
ازرقى معتقد است كه سنّت طواف را حضرت آدم(عليه السلام) معمول كرد . اوكه از بهشت ـفرود آمد هفت بار طواف كرد سپس مقابل درِ كعبه دو ركعت نماز گزارد.به نقل ازرقى آدم(عليه السلام) هفتاد بار پياده حج گزارد و فرشتگان او را در حين طواف ملاقات كردند و گفتند : حجّ تو مقبول باد! ما دو هزار سال پيش از تو حج كرديم . آدم(عليه السلام)پرسيد: شما در طواف خود چه مى گوييد؟ گفتند : «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الاّ الله والله اكبر» سر مى دهيم. آدم(عليه السلام) گفت: «لا حَولَ و لا قُوَّة اِلاّ بالله » را هم اضافه كنيد.فرشتگان ابراهيم(عليه السلام) را نيز حين طواف ديدند و به او سلام كردند، ابراهيم پرسيد شما در حين طواف چه مى گوييد؟ آنها آنچه پيش از ملاقات با آدم مى گفتند و آنچه را پس از آن مى گفتند بازگو كردند، ابراهيم(عليه السلام) گفت: بر آن «العَلِىّ العَظِيم» را هم بيفزاييد.ازرقى مى گويد: كعبه در توفان نوح منهدم شد ولى آثار آن تا زمان حضرت ابراهيم به صورت پشته اى سرخ رنگ باقى بود، مردم حدود آن را مى دانستند و اشخاص ستمديده و آنان كه در جستجوى پناهگاهى بودند ، از گوشه و كنار به آنجا مى آمدند و دعا مى خواندند و غالباً حاجاتشان برآورده مى شد و مردم در همانجا حج مى گزاردند.ازرقى ادامه مى دهد: مقام ابراهيم سنگى است كه آن حضرت بر رويش مى ايستاد و ديوارهاى كعبه را بالا مى آورد و آن سنگ را گردخانه مى گرداند. وى از ابن عباس نقل كرده كه چون ابراهيم(عليه السلام) بر روى سنگ مى ايستاد به مقام ابراهيم معروف شد.
وقتى خداوند به ابراهيم(عليه السلام) فرمان ساختن كعبه را داد، سكينه اى به صورت ابر فرستاد و آن بر بالاى محلّ كعبه ايستاد و همانند انسان با ابراهيم سخن گفت كه: اى ابراهيم، زمينى به اندازه من انتخاب كن ، نه كمتر و نه بيشتر ، و اساس را بر آن قرار ده، آن مقدار همان است كه بكّه است و حوالى آن مكّه.در ارتباط با وجوه نامگذارى مكّه و كعبه و متعلّقات آن ، ازرقى مطالبى نوشته كه نقل آنهـا موجب اطاله كـلام است. او نامهاى مكه را به اين شرح برشمـرده است: «مكّه»، «بكّه»، «امّ رحم»، «ام القرى»، «الباسّه»، «البيت العتيق»، «الحاطمه»  ظلم و ستم كنند، ايشان را به شدّت از خود مى راند. گفتنى است كه در قرآن نامهاى: مكّه، بكّه، ام القرى، بلد الأمين و بيت عتيق آمده است.
«همانا نخست خانه اى كه بنا شد براى مردمان ، آن است كه در مكّه واقع است . با خير بسيار است و راهنمايى براى جهانيان در آن خانه است، نشانه هاى روشن و نشان پاى ابراهيم ، و هر كه وارد آن خانه شود ايمن گردد .»
از على(عليه السلام) نقل كرده كه فرمود: منظور اين نيست كه نخستين خانه معمولى باشد يا نخستين پرستشگاه; زيرا نوح(عليه السلام) پيش از ابراهيم در خانه هايى مى زيسته و عبادت مى كرده است و همچنين بود ابراهيم(عليه السلام) خانه كعبه نخستين خانه اى است كه در آن براى مردم نشانه هاى روشن قرار داد; چون مقام ابراهيم و هر كه در آن خانه درآيد در زينهار است. و فرموده است كه وقتى ابراهيم مأمور ساختن خانه شد نمى دانست آن را در كجا و چگونه بنا كند، خداوند او را راهنمايى كرد و جبرئيل حجرالأسود را براى ابراهيم(عليه السلام)آورد.
خانه اى كه ابراهيم ساخت بعدها ويران شد و توسط عمالقه و جرهمى ها و قريش براى بار سوم تجديد بنا گرديد.
ازرقى باچند واسطه از قتاده نقل كرده كه: ابراهيم واسماعيل(عليهما السلام) خانه رانساختند، چون مالى نداشتند و كسى هم به آنهاكمك نكرد، آنهافقط نشانه گذاشتند و برآن طواف كردند»
ابراهيم(عليه السلام) در ميانه خانه و طرف راست آن ، چاهى حفر كرد كه در واقع خزانه كعبه بود . مردم هداياى كعبه را در آن مى نهادند، بعدها عمرو بن لحىّ بت هبل را كه مورد پرستش قريش بود ، در كنار همان چاه نصب كرد.
 ابراهيم(عليه السلام) همه ساله به حج مى رفت و نيز برخى از پيامبران وقتى امّتشان هلاك مى شدند، به مكّه مى رفتند و درآنجا به پرستش خدا مى پرداختند و در مكّه رحلت مى كردنداو مى گويد : آرامگاه 99 پيغمبر كه در مكه درگذشته اند، در حّد فاصل ركن حجرالأسود تا مقام ابراهيم و چاه زمزم واقع شده است; از جمله آنها است : نوح، شعيب، هود، صالح و اسماعيل .
حضرت موسى(عليه السلام) سوار بر شترى سرخ موى به حج آمد و دو جامه پنبه اى برتن داشت يكى ازار و ديگرى رداء و طواف كعبه و سعى بين صفا و مروه را به جاى آورد.
ازرقى گفته است : هفتاد و پنج پيامبر ، همگى حج و طواف كرده اند و در مسجد خيف نماز گزارده اند. خداوند هر پيامبرى را كه پس از ابراهيم(عليه السلام) مبعوث كرد حج گزاردند . او به نقل از ابن عبّاس گفته است : درّه رحا را هفتاد پيامبر كه به حج آمده اند ، طى كرده اند، در حالى كه همگى جامه پشمى بر تن داشته ، بر شتران سرخ موى ماده سوار بوده اند و لگامهاى شترانشان ريسمانهاى كنفى بوده است و در مسجد خيف نماز گزارده اند.

 کلمات جستجو:

فروش فیش حج,اخبار حج,سازمان حج و زیارت,سفر حج,حجرالأسود

 

 

 

  نكات اخلاقى و تربيتى در قربانى :
در عملِ قربانى، تنها نام خدا را بر زبان مى رانند; به طورى كه در آيه 28 حج مى فرمايد: } لِيَشهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اْسمَ الله{.
در اين سخن نكته دقيقى هست و آن اينكه: توجه حاجى به هنگام قربانى، بايد تنها به خدا باشد، هر چند از گوشت قربانى خود و ديگران استفاده مى كنند، اين استفاده تحت الشعاع نام خدا و ياد او قرار گرفته است قربانى نشانه اى است از نهايت گذشت و يادآور قربان كردن اسماعيل است و تو بايد اسماعيلت را قربانى كنى. در واقع خداوند از ابراهيم قربان كردن فرزندش را نمى خواست، بلكه مى خواست دل از علائق مادّى و دنيوى و ماسوى الله بركَنَد، حال اسماعيلِ حاجى هر چه و هر كه باشد بايد قربانى شود . اسماعيل او چيست؟ مقام، آبرو، موقعيّت، شغل، پول، خانه، باغ، اتومبيل، معشوق، خانواده، علم، درجه، هنر، روحانيّت، لباس، نام، نشان، جان، جوانى، زيبايى و . . .و خلاصه آنچه تو را در راه ايمان ضعيف مى كند بايد قربان شود . فلسفه قربانى ، آمادگى فرد است براى هرگونه ايثار و از خود گذشتگى در راه اجراى اوامر الهى.
ياد و نام خدا در حين عمل قربانى ، نفى اعمال مشركين است كه قربانى را براى بتها انجام مى دادند و هنگام ذبح ، نام بتها را بر زبان مى راندند. ذكر خدا در اين ايّام تكبير است كه در بحث از ايّام تشريق بدان اشاره شد.
بشر از ابتدا باورهايى داشته، هر چند در مواردى آلوده به مسائل خرافى، اما بسيارى از آن موارد طبيعى و فطرى به نظر مى رسيده است و اديان الهى اين تمايلات فطرى را مسير صحيح قرار داده اند كه از جمله آنها است ذبح قربانى در مراسم حج. اين عمل صرف نظر از پيروى سنّت ابراهيم، سابقه ديرينه اى دارد كه ابتدا به صورت هديه و تحفه و قربانى حيوان و حتى انسان در مكانهاى خاصى انجام شده و همراه با اورادى بوده است».
زائران بيت الله بايد آلودگيها را از خود دور بريزند و خود را پاك كنند و به نذرهاى خود وفا كنند و طواف خانه را به جاى آورند: } ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ{ اين طواف را بعضى اعم دانسته اند; يعنى هم طواف زيارت، هم طواف نساء و هم حتى طواف عمره.
در آيه بعدى مى فرمايد:
} ذلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ اُحِلَّتْ لَكُمُ الأَنْعامُ إِلاّ ما يُتْلى عَلَيْكُمْ فاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنْ الاَوْثانِ وَاجْتَنِبُوا قَولَ الزُّورِ{.
«مناسك حج چنين است و هر كس برنامه هاى الهى را بزرگ دارد، نزد پروردگارش براى او بهتر است، و چهار پايان براى شما حلال شده مگر آنچه دستور منعش بر شما خوانده مى شود. از پليديها; يعنى از بتها اجتناب كنيد و از سخن باطل و بى اساس بپرهيزيد.»
به عبارتى ديگر، در اين آيه آنچه را كه در آيات پيشين به تفصيل گفته است، جمع بندى مى كند و مى گويد: هر كس برنامه هاى الهى را بزرگ شمارد و احترام آنها را حفظ كند در پيشگاه خداوند مقرّبتر است. آنگاه هشدار مى دهد كه از سخن باطل بپرهيزيد. مراد از «سخن باطل» تلبيه مشركان است كه در مراسم حجّ جاهليّت مى گفتند: «لبَّيكَ لا شَرِيكَ لَكَ اِلاّ شَرِيكاً هُوَ لَكَ، تَمْلكه وَ ما مَلَك».

 

 کلمات جستجو:

فروش فیش حج,اخبار حج,اخبار ثبت نام مکه,سازمان حج و زیارت,اخبار از مکه,

   مستحبّات عمره
1 ـ پيش از احرام، در ميقات غسل احرام كند.
هنگام احـرام 1 ـ در صورت امكان، پس از نماز ظهر مُحرم شود واگر امكان ندارد، پس از نماز واجب ديگر، و اگر آن هم ممكن نيست، پس از شش يا دو ركعت نماز مستحبّى، و در ركعت اوّل پس از حمد، سوره توحيد، و در ركعت دوّم سوره جحد }قُل يا أيُّها الكافِروُن{ را بخواند، و شش ركعت افضل است.
2 ـ پس از نماز، حمد و ثناى الهى را بجا آورد و بر پيغمبر و آل او صلوات بفرستد.
3 ـ هنگام پوشيدن دو جامه احرام بگويد: «اَلْحَمْدُ للهِ الَّذِيرَزَقَنِيمَا اُوارِيبِهِ عَوْرَتي، وَ اُؤَدِّيفِيْهِ فَرْضِي، وَأَعْبُدُ فِيْهِ رَبِّي، وَانْتَهِيفِيْهِ إِلى ما أَمَرَنِي، اَلْحَمْدُللهِِ الَّذِيقَصَدْتُهُ فَبَلَّغَنِي، وَأرَدْتُهُ فَأَعانَنِي، وَقَبِلَنِيوَلَمْ يَقْطَعْ بِي، وَ وَجْهَهُ أَرَدْتُ فَسَلَّمَنِي، فَهُوَ حِصْنِيوَكَهْفِيوَ حِرْزِيوَ ظَهْرِيوَ مَلاذِيوَ رَجائيوَ مَنْجايَ وَ ذُخْرِيوَ عُدَّتِيفيشِدَّتِيوَ رَخائِي». مستحبّات تَلْـبيَه (لبّيك گفتن) 1 ـ پس از گفتن مقدار واجب تلبيه، مستحب است بگويد: «لَبَّيْكَ ذَا الْمَعارِج لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ داعياً إِلى دارِ السَّلامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أَهْلَ الْتَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الجَلالِ وَ الاِْكْرامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ 1 ـ اين نمازها، دور ركعتى خوانده مى?شود، با نيت نمازِ قبل ازاحرام. تَسْتَغنِيْ و يُفْتَقَرُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إِلهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْماءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشَّافَ الْكُرَبِ الْعِظامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ يا كَرِيمُ لَبَّيْكَ». 2 ـ تلبيه?ها را در حال احرام تكرار كند به خصوص در اين موارد: وقت برخاستن از خواب. بعد از هرنماز واجب و مستحب. هنگام بالا رفتن از تلّ يا سرازير شدن از آن. وقت سوار شدن يا پياده شدن. آخــر شـب. هنگام سحـر. «قطع تلبيه» كسى كه براى عمره محرم شده است، وقتى كه خانه هاى مكّه پيدا شد بنابر احتياط واجب، تلبيه را قطع كرده و نبايد لبيك بگويد.
روح عبادات تعبد است، چون خداوند فرموده ما انجام مي دهيم. اما چون خدا حکم است حتما حکمتي در اين کار است. اما توجه دارد که خود تعبد و پرورش روحيه بندگي در انسان يکي از مهمترين حکمت هاي عبادات است. البته بايد به دو نکته توجه بيشتر شود: 1. اعمال ظاهري دارند و باطني، باطن اعمال همان اسرار آنهاست نبايد در ظاهر متوقف ماند بلکه بايد از ظاهر عبور کرد و با توجه به آن باطن و اسرار اعمال را انجام داد تا عبادتي مقبول و برخوردار از آثار و برکات معنوي داشت گرچه به بهانه معنويت و اسرار باطني نبايد از ظاهر غفلت ورزيد.
2. اگر تعبد در عبادات لحاظ نشود مسائل مهم تر از مورد سؤال قابل فهم نخواهد بود. اصلا طواف به دور يک خانه سيماني يا گلي براي چه؟ استلام يک سنگ سياه چه معني دارد؟ چرا نماز صبح 2 رکعت و چراهاي ديگر؟؟؟ با توجه به اين دو نکته توجه شما را به برخي از اسرار طواف و رمي جمرات جلب مي کنيم با اين تذکر که عدد هفت خاصيتي ندارد جز آن که نماد کثرت است مثل عدد هفتاد و هفتصد و طواف که روح توحيد است و حول محور خدا گشتن و فاني شدن و رمي جمرات که پناه از شيطان به خدا است بايد هميشگي و مستمر باشد لذا عدد هفت در آن لحاظ شده است. طواف يا رمي جمرات يا سعي اصلا جزئي از برنامه هدايت بخش انسان به سمت کمال است. حج بدون توجه به اسرار، عبادت بي روح است که بر حسب تعبد مجزي است ولي اثري عميق در زندگي انسان ندارد. طواف به عنوان يک رمز، آموزه اي است که به انسان مي گويد بايد در تمام زندگي خدا محور همان طور که جسم او به دنبال خانه گلي و سنگي مي چرخد، دل او همراه با فرشتگان در عالم ملکوت طواف مي کنند (مستفاد از رواياتي) همان طور که بدن خود را به تعب مي اندازد و سعي انجام مي دهد به خود تلقين مي کند و در آنجا تمرين را شروع مي کند که بايد براي رسيدن به هدف صحيح سعي و تلاش جدي نمايد تا خدا او را ياري کند.
فلسفه حج و ثمره هاي آن: راز معنوي بسياري عبادات بر انجام دهندگان آنها پوشيده نيست نماز ذکرهايي دارد که معناي آن روشن است و رکوع و سجودي که تعظيم را تفهيم مي کند و تشهدي که همراه با اعتراف به وحدانيت حق و رسالت رسول اکرم(ص) است روزه پرهيز از غذا خوردن است. تأثير آن در هم دلي و هم دردي و هماهنگي با مستمندان و يادآوري فشار گرسنگي و تشنگي بعد از مرگ، مشهود است. لکن پي بردن به راز مناسک حج، دشوار است و اسرار بسياري از آنها با عقل بشري قابل تبيين نيست از اين رو تعبد در حج بيش از ساير دستورهاي ديني است چنان که از رسول خدا(ص) نقل شده است که به هنگام لبيک گفتن به خدا عرض کرد: خدايا من با رقيت و عبوديت محض لبيک مي گويم و مناسک حج را انجام مي دهم. درباره فلسفه حج با بهره گيري از روايات مي توان گفت: سفر حج در حقيقت يک هجرت بزرگ است، يک سفر الهي است، يک ميدان گسترده خودسازي و جهاد اکبر است. مراسم حج در واقع، عبادتي را نشان مي دهد که به طور عميقي با خاطره مجاهدت هاي ابراهيم و فرزندش اسماعيل و همسرش هاجر آميخته است. ما اگر در مطالعه اسرار حج از اين نکته غفلت کنيم بسياري از مراسم آن به صورت معما در مي آيد. دقت در هر يک از مناسک حج، ما را به اين نکته رهنمون مي سازد که اين مناسک، افزون بر ظاهرشان باطني نيز دارند. براي مثال، هنگامي که به «صفا» و «مروه» مي آييم و مي بينيم گروه گروه مردم از اين کوه کوچک به آن کوه ديگر مي روند و از آن باز مي گردند شايد تعجب کنيم که اين ديگر چه کاري است و چه مفهومي مي تواند داشته باشد؟ اما هنگامي که به عقب بر مي گرديدم و داستان سعي و تلاش «هاجر» آن زن با ايمان را براي نجات فرزند شيرخوارش اسماعيل در آن بيابان خشک و سوزان به خاطر مي آوريم که چگونه بعد از اين سعي و تلاش خداوند او را به مقصودش رسانيد وچشمه زمزم از زير پاي نوزادش جوشيدن گرفت، به اين واقعيت پي مي بريم که در راه خدا بي سعي و تلاش کسي به جايي نمي رسد (تفسير نمونه، آيت الله مکارم، ج 19، ص 126). در روايتي از امام صادق(ع) که به اسرار باطني حج اشاره شده درباره سر صفا و مروه آمده است ... با وقوف خويش بر کوه صفا روح خود را براي ديدار خداوند در روزي که ديدارش خواهي کرد پالوده ساز و در کوه مروه با پيراستگي از گناهان، نسبت به خداوند صاحب مروت باش» . علامه جوادي آملي در توضيح اين روايت مي فرمايند: ((سعي بين صفا و مروه، هروله اي مخصوص، «من الله» و «الي الله» است . همچنين فرار از خدا به سوي خدا و هجرت از او به سوي اوست... سعي زائر آن گاه که رو به جانب صفا دارد اين است که خود را تصفيه کرده از صفاي الهي برخوردار شود و وقتي به سوي مروه مي رود، سعي مي کند تا مروت و مردانگي به دست آورد زيرا «مروه» رمز مروت و مردانگي و «صفا» نشان تصفيه و تهذيب روح است)) (صهباي حج، ايت الله جوادي آملي، ص 402، نشر اسراء). دور كعبه گرديدن و به آن سجده كردن آيا شرك است؟ دور كعبه گرديدن، دور خدا گشتن است.به عاشقش مى‏گويد: حالا كه از عشق من كلافه‏اى، مى‏خواهى مرا در آغوش بگيرى، من كه جسم ندارم بيا كعبه را بغل كن. اگر مى‏خواهى با من دست دهى و دست‏هايمان را در هم بفشاريم، بيا حجرالاسود را لمس كن. بيا دور كعبه بگرد؛ تا دور من گشته باشى‏ در فيلم «از كرخه تا راين» دوست سعيد جانباز كه در لحظات آخر عمرش بود مى‏گفت: سعيد هر كارى بگى مى‏كنم بنشينم - پاشم - دورخودم بچرخم... فقط تو راضى بشو از من! وقتى ديدم كارگران مسجدالحرام با چه عشقى، با سوزن و نخ پايين‏هاى پرده كعبه را مى‏دوزند؛ به ذهنم آمد آن چوپان رفيق موسى هم بى‏حساب نمى‏گفت. او مى‏فهميد خدا جسم ندارد؛ ولى چه كند عاشق مى‏خواهد با معشوق حرف بزند:
س فلسفه مهم حج تقويت روحيه بندگي و جمع شدن مسلمانان گرد يكديگر در يك كنگره عظيم بين المللي است تا شايد مشكلات جهان اسلام مورد توجه قرار گيرد.
تذكرات‏: 1. برخى مى‏گويند: آيا بهتر نيست به جاى آمدن به مكّه و مدينه، كارهاى خير و عام المنفعه انجام دهيم؟ پاسخ اين است كه: اولاً. هر كار نيكى در جاى خود، مفيد و لازم است. روح آدمى در اثر زنگارها و غبارهاى زندگى مادى، نياز به پالايش و تصفيه دارد و حج و عمره، تأثير فراوانى در اين زمينه دارد كه عبادات ديگر تا آن اندازه مؤثر نيستند. از پيامبرصلى الله عليه وآله پرسيدند يك بار حج برتر است يا آزاد كردن بنده؟ فرمود: حج افضل است. گفتند: دو تا؟ فرمود: حج تا رسيدند به سى بنده، باز فرمود: حج افضل است ( تهذيب، ج 5، ص 21، ح 60). ثانياً. اگر ما مردم را نسبت به حج و عمره بى علاقه كنيم، معلوم نيست هزينه آن را خرج كارهاى خوب ديگر كنند در نتيجه از همه خيرات محروم شده‏اند! بله اگر شخصى واقعاً به نيازهاى مؤمنين رسيدگى كند در برخى از شرايط از حج ثوابش بيشتر است. ثالثاً. مدينه شهر پيامبر ما و مكّه ام القراى جهان اسلام است. كسى كه به اين دو شهر سفر مى‏كند، عملاً به مطالعه تاريخ و جغرافياى دين خود مى‏پردازد.    
    

   
  کلمات جستجو:

فروش فیش حج,مستحبّات عمره,حجرالاسود,اخبار حج,سازمان حج و زیارت

لیست دفاتر و مراکز خرید و فروش فیش حج

برای دریافت مشاوره، استعلام قیمت روز و انجام معاملات قانونی، مستقیماً با تمام کارشناسان زیر تماس بگیرید. با توجه به عرضه و تقاضا قیمت ها متغیر است.

🕋 دفتر رسمی خرید و فروش فیش حج اویسی

بهترین قیمت فیش‌های تمتع و عمره؛ با اطمینان معامله کنید.

📞 خانم محمدی: 09128402514
☎️ دفتر: 021-77325458

🌙 خرید و فروش فیش حج تمتع و عمره

خرید و انتقال قانونی با قیمت منصفانه و مشاوره رایگان.

📞 حاج اوسطی: 09129412600

🕌 خرید و فروش فیش حج نقدی و فوری

معاملات مطمئن با تسویه فوری و مشاوره رایگان.

📞 خانم پناهی: 09128618912

🌸 خریدار و فروشنده منصف فیش حج

با افتخار در خدمت زائران خانه خدا در سراسر کشور.

📞 خانم محمدی: 09191274155

⚡ خرید و فروش نقدی و فوری فیش حج

بالاترین قیمت خرید، تسویه آنی و معامله قانونی.

📞 خانم فعال: 09190159158

🕌 خرید و فروش فیش حج در استان تهران

معاملات مطمئن با تسویه فوری و مشاوره رایگان.

📞 آقای کرمی: 09101459958

✳️ مرکز تخصصی معاملات فیش حج

ارائه خدمات سریع، امن و مطمئن در سراسر کشور.

📞 خانم ترابی: 09193979927

🕌 مرکز خرید و فروش فیش حج عمره و تمتع

انجام کلیه مراحل نقل‌وانتقال رسمی و معتبر.

📱 خانم کریمی: 09196784089

🕋 خرید و فروش فیش حج در سراسر کشور

معاملات شفاف، سریع و با مجوز رسمی سازمان حج.

📞 حاج صالح: 09126890334

بالاترین خریدار فیش و فروشنده منصف

معاملات نقدی و فوری با بهترین نرخ روز.

📞 حاج محمد حسینی: 09399491684

📍 مرکز خرید و فروش فیش حج

ارائه خدمات مشاوره‌ای در زمینه فیش‌های تمتع و عمره.

📱 حاج ناصر: 09056281895

🌆 خرید و فروش فیش حج ویژه تهران و البرز

معاملات مطمئن و قانونی با مشاوره اختصاصی زائرین.

📞 خانم کریم‌پور: 09193718323

🌆 خرید و فروش عمره و تمتع در کل کشور

بالاترین قیمت خرید و منصفانه‌ترین قیمت فروش فیش.

📞 خانم فراهانی: 09122063337

🌆 خرید و فروش عمره و تمتع در تهران و استان تهران

خریدار و فروشنده خوش قیمت.

📞 حاج حسین پور: 09333913909

🕊️ خریدار فیش واجب و عمره در سراسر ایران

پوشش سراسری با تمرکز ویژه بر خدمات استان تهران.

📞 خانم گودرزی: 09910158183

بهترین خریدار و فروشنده (سراسر ایران)

نمایندگی فعال در تمام استان‌ها با تسویه فوری.

📞 خانم بهرامی: 09128118277

🕊️ دفتر «نوای حج» – فقط استان خوزستان

خدمات رسمی نقل‌وانتقال با مجوز سازمان حج و زیارت.

📞 مدیریت خانم اصل صباح: 09168815087

⚡ خرید و فروش فوری فیش حج استان خوزستان

با سابقه‌ترین مجموعه فعال در امور نقل‌وانتقال رسمی.

📞 دفتر نوای حج کوتی: 09302532076

دفتر حج معتبر در تهران و سراسر ایران

نمایندگی فعال استان ها نقدی و فوری

📞 خانم جعفری: 09128984162

برای استعلام قیمت دقیق و انجام معاملات قانونی، مستقیماً با شماره‌های فوق تماس بگیرید.

📌 چگونه آگهی فیش حج ثبت کنم؟

🔊 خریداران و فروشندگان محترم فیش حج

برای ثبت آگهی در سایت معتبر فیش‌حج، دو راه ساده در اختیار شماست:

1️⃣ تکمیل فرم ثبت سفارش در سایت : ثبت آگهی

2️⃣ یا ارسال اطلاعات کامل آگهی از طریق پیامک به شماره 09191168763

📩 لطفاً در پیامک خود موارد زیر را حتماً ذکر کنید:

✔ نوع آگهی (خرید یا فروش)

✔ نوع فیش حج

✔ تعداد فیش‌ها

✔ نام و نام خانوادگی

✔ شماره تماس (همراه یا ثابت)

✔ متن آگهی

✔ شهر محل سکونت

⚠️ توجه: آگهی‌هایی که اطلاعات بالا را به‌صورت کامل نداشته باشند، در سایت ثبت نخواهند شد.

درج آگهی در سایت فیش‌حج کاملاً رایگان است – بدون هیچ هزینه‌ای، سریع و مطمئن دیده شوید!

📌 حذف آگهی از سایت فیش‌حج چگونه است؟

اگر می‌خواهید آگهی خود را از سایت حذف کنید، کافیست:

📱 با همان شماره‌ای که آگهی را ثبت کرده‌اید، عدد 2 به همراه نام و نام خانوادگی درج‌شده در آگهی را به شماره 09191168763 پیامک کنید.

یا

📞 با شماره 09123952536 تماس بگیرید تا همکاران ما در سریع‌ترین زمان ممکن، آگهی شما را حذف کنند.